هیچ چیز دراین دنیا سخت تر از مرگ عزیزان نیست اما این حقیقتی است که لاجرم اتفاق خواهد افتاد. مرگ جزء قوانین زندگی است.ما نمیتوانیم مرگ را حذف کنیم اما میتوانیم با آن کنار بیاییم .هرکدام ازما ممکن است در مقطعی از زندگی عزیزی را از دست بدهیم و به دنبال آن سوگی را تجربه کنیم که گرچه تحمل ناپذیر مینماید، اما در واقع فرایندی است طبیعی که هدف آن بهبودی ماست. پس مي توان گفت كه مرگ حتمي است و چون به وجود ما مربوط مي شود ، اساسي و بيشتر اوقات تنش زاست. سوگ و ماتم یک عکسالعمل طبیعی است .
برخی معتقدند که فقدان فردی محبوب از لحاظ روانشناختی به همان اندازه دردناک است که جراحت یا سوختگی شدید از لحاظ فیزیولوژیک. استدلال این است که سوگ نمایانگر دور شدن از حالت سلامتی و بهزیستی است و درست همانگونه که در حوزه فیزیولوزیک شفا یافتن برای بازگشت به حالت تعادل ضروریست، همین طورهمزمانی مشابه لازم است تا ماتم زده به حالت تعادل برگردد.
از سنت هاي عمومي نظام آفرينش، مرگ و مفارقت روح از بدن است. قرآن مي فرمايد: «کل نفس ذائقة الموت» (آل عمران، ۱۸۵)؛ هرکسي مرگ را مي چشد. بر اساس بينش الهي، مرگ پايان زندگي بشر نيست، بلکه پلي به سوي جهان ابدي است. (والاخره خیر و ابقی)
حال انسان چه نوع مهارت هايي را بايد داشته باشد تا سختي ها، به خصوص فقدان عزيزان، او را دچار افسردگي نکند و او را از مسير مطلوب فطري باز ندارد؟
مهارت هايي براي تحمل مرگ عزيزان :
الف : معادباوری
در باب معاد و زندگي پس از مرگ، دو نوع جهان بيني وجود دارد:
بر پايه يکي، پس از مرگ همه چيز تمام مي شود، اما بر پايه ديگري، انسان پس از مرگ براي هميشه جاويد مي ماند. فلسفه دين و ارسال رسل اين است که انسان متقاعد شود زندگي دنيا اصلي نيست، بلکه مقدمه اي است براي سراي ديگر. راز اصرار قرآن بر آگاهي بخشي به وقوع معاد و فلسفه آن اين است که نوع بينش آدمي در رفتارش اثرگذار است، چون شناخت منشاء رفتار و احساسات آدمي است. به لحاظ کارکرد و نقش معادباوري در تحمل سختي ها و مصايب و همچنين تعديل غرايز و افکار، خداوند در آياتي:
اولا: زندگي واقعي و دارالقرار را آخرت معرفي کرده است. «و ان الآخرة هي دارالقرار» (غافر، ۳۹)؛ و آخرت سراي هميشگي است.
ثانيا: محل پاداش کامل را به سراي آخرت موکول کرده است: «واتقوا يوما ترجعون فيه الي ا... ثم توفي کل نفس ما کسبت و هم لا يظلمون» (بقره، ۲۸۱)؛ و از روزي بپرهيزيد و بترسيد که در آن، شما را به سوي خدا باز مي گردانند، سپس به هرکس آن چه انجام داده، به طور کامل بازپس داده مي شود و به آنان ستم نخواهد شد.
ثالثا: براي تحريک آدمي و باورمندي به زندگي آخرت، آن را به خير و بهتر بودن براي کساني که هويت انساني خويش را حفظ کرده اند توصيف کرده است و از عذاب آن جهان به سخت تر بودن و باقي و پايدار بودن گزارش داده است تا آدمي بفهمد حوادث زندگي پوچ و بي هدف نيست و بايد از آن ها بهره بگيرد: «قل متاع الدنيا قليل و الآخرة خير لمن اتقي» (نساء، ۷۷)؛ بگو سرمايه زندگي دنيا ناچيز است و سراي آخرت براي کسي که پرهيزگار باشد، بهتر است.
رابطه معادباوري با تحمل فقدان، آن است که معادباوري نقش انکارناپذيري در تحمل مصايب دارد. چون شخص باورمند به معاد، سراي آخرت را ابدي مي داند و همين عقيده، تحمل سختي در زندگي موقتي را در برابر رسيدن به راحتي هميشگي قابل تحمل مي کند.
ب : لزوم درک حضور و همراهی خداوند به هنگام فقدان عزيزان
خداوند متعال در آيات متعددي همراهي خويش را به انسان ها اعلام کرده است تا آنان خود را از قلمرو حمايتي خدا خارج ندانند و به مدد اين شناخت بر مشکلات فائق آيند. خداوند سبحان براي زدودن غم روحي پيامبر(ص) در مسير تبليغ رسالت، او را به همراهي خويش نويد مي دهد:
«واصبرو ما صبرک الا بالله ولا تحزن عليهم ولا تک في ضيق مما يمکرون ان ا... مع الذين اتقوا والذين هم محسنون» (نحل، ۱۲۷-۱۲۸)؛
صبر کن و صبر تو فقط براي خدا و به توفيق خدا باشد و به سبب کارهاي آن ها اندوهگين و دلسرد مشو و از توطئه هاي آنان در تنگنا قرار مگير. خداوند با کساني است که تقوا پيشه کرده اند و کساني که نيکوکارند.
از اصل قرآني «همراهي خداوند با بندگان در همه حال» و ذکر مصاديق قرآني براي آرام سازي و تحمل مشکلات بر پايه شناختي درک همراهي خداوند در سختي ها، بر مي آيد که يکي از مهارت هاي ارائه شده در قرآن براي تحمل فقدان، درک حضور و همراهي خداوند به هنگام مرگ عزيزان است زيرا چنين بينشي انسان را در قلمرو حمايتي خداوند قرار داده، همين نوع بينش توان تحمل او را بر مرگ عزيزان افزايش مي دهد.
با بهره گيري از همين مهارت شناختي، که همه امور در برابر ديدگاه خداوند انجام مي گيرد، تحمل فقدان بر امام حسين(ع) آسان بود. آمده است: هنگامي که شيرخواره ايشان در آغوش آن حضرت(ع) بود و حرمله - لعنةا... عليه - تيري افکند و گلوي او را دريد، امام خون او را به کف دست گرفت، چون پر شد به آسمان افکند و بعد از بيان جملاتي فرمود: «هون علي ما نزل بي انه يعين ا...». هر مصيبتي را که بر من فرود آمده است، اين آسان مي کند که در محضر خداست.
اگر انسان اين گونه به خداوند شناخت داشته باشد، يعني او را در خوشايند و ناخوشايند زندگي، همراه خويش ببيند و بداند همه امور در برابر ديدگان او انجام مي شود، توان تحمل فقدان در او تقويت مي شود، چرا که ناظر ديدن خدا به هنگام فقدان (مرگ عزيزان) آدمي را به مصلحت و حکمت پس گيري عزيزان رهنمون مي سازد.
مجاهده در راه خدا آکنده از سختي هايي است که انسان مومن بايد آن ها را با جان و دل بخرد. آن چه شدائد را بر انسان مومن آسان مي کند، پاداش هايي است که خداوند به مومنان وعده داده است. لذا به لحاظ کارکرد پاداش در تحمل شدائد، خداوند بي درنگ پس از مجاهدت در راه خدا با گونه هاي مختلف آن، از پاداش سخن به ميان آورده است.
در خصوص پاداش تحمل فقدان (مرگ عزيزان) فرموده است:
«و بشر الصابرين الذين اذا اصابتهم مصيبة» (بقره، ۱۵۵-۱۵۶)؛ و بشارت ده به استقامت کنندگان، آنان که هرگاه مصيبتي به آن ها رسد...اين آيه به بشر گوشزد مي نمايد که تحمل مرگ عزيز، در بردارنده پاداش و اجر است. بشر با باور به اين اعلام و شناخت از طرف خدا، توانش براي تحمل فقدان افزايش مي يابد.
مراحل دوران سوگ از منظر روانشناسی
از نظر روانشناختي وقتي مرگ عزيزانمان اتفاق مي افتد ، چهار مرحله متوالي به ترتيب اتفاق مي افتد كه بايد از اين مراحل عبور كرد:
–1 مرحله انكار
–2 مرحله خشم
–3 مرحله غم
– 4 مرحله پذيرش
1- در مرحله انكار، قبول مرگ عزيزمان بسيار غير ممكن خود را نشان مي دهد. اين مسئله مخصوصاً در حوادثي كه منجر به مرگ مغزي مي شود بيشتر مشهود است. بي دليل نيست بيشتر بازماندگان فردي كه مرگ مغزي شده است، با اهداء اعضاء موافقت نمي كنند. چون انكار واقعيت مرگ يكي از مراحل است. برنامه اي كه در بالا به آن اشاره كرديم كمك موثري به ما مي كند كه اين مراحل را به خصوص مرحله انكار را به سرعت سپري كنيم.
خیلی از افراد با روشهای مختلف مرگ عزیزان خود را منکر میشوند.مثل مادری که در مجلس سوگواری پسرش میگفت:
«چرا ناراحتید؟ پسرم نمرده است! داماد شده...»
انکار، معمولا نخستین مرحله پس از شنیدن خبر مرگ یک عزیز است. وصفی که از این مادر کردیم البته برای همه سوگوارها با این شدت رخ نمیدهد. برخی از آنها فقط وقتی خبر مرگ محبوبشان را میشنوند، تا مدتی به دیگران التماس میکنند، حقیقت را بگویند و اعتراف کنند او نمرده و همه این جریان شوخی تلخ و بیمزه بوده است.
نمونه دردناکتر انکار، زن سوگواری که به سردخانه بیمارستان رفته بود و به مسئولش میگفت پزشک معالج مادرش اشتباه کرده و در حالی که او زنده بوده، به سردخانه تبعیدش کرده است. او حتی پس از آن که مسئول سردخانه ناچار شد جسد مادر را به او نشان بدهد، نهیب مرگ را باور نکرد و ضجه میزد که «گوش کنید... دارد نفس میکشد.... چطور نمیبینید؟!»
شکل سادهتر این مرحله، خوابهایی است که دقیقا پس از شنیدن چنین خبرهایی میبینیم. در این خوابها معمولا کسی که مرده، ناگهان زنده میشود و توضیح میدهد دربارهاش اشتباه کردهاند و در همه مدتی که برایش عزاداری میکردید، زنده بوده است. کم اتفاق میافتد کسی در مرحله انکار بماند، اما برخی افراد هم ممکن است تا پایان عمر در این مرحله تثبیت شوند مثل مادری که تا پایان عمر، غروبها روی چهارپایهای چوبی جلوی در خانهاش مینشست و چشم انتظار پسر میماند؛ هرچند به او خبر داده بودند پسرش فوت شده است.
2- در مرحله خشم ، در اينجا اگرچه مرگ عزيزمان را باور كرديم ولي نسبت به علل آن خشم مي گيريم و جالب اين است كه اين خشم را ممكن است به ديگران نيز انتقال دهيم. اين مسئله را بيشتر در چنين حوادثي شاهد هستيم :
تصادفات رانندگي ؛ سكته هايي كه به خاطر يك بگو مگو پيش آمده؛ يا در اتاق عمل جراحي كه ممكن است با پزشك سر دعوا برداريم . لذا به هنگامي كه در اين مرحله هستيم ، ممكن است حرفهاي ناشايست به مسببين بزنيم يا دست به انتقام يا رفتارهاي تهديد كننده بزنيم. اگر فردي به علت تصادف باعث مرگ كسي شده است ، بهتر آن است كه در اين مرحله ، اقدامي به گرفتن رضايت از بازماندگان متوفي نكند كه نتيجه عكس خواهد گرفت. اگر هم مسببي براي مرگ عزيزان نيابيم ممكن است خدايي ناكرده ، شروع به شكايت از خدا بكنيم ، مثلا « خدايا چرا بايد اينطور مي شد يا ...» . برنامه ريزي مرگ كه در اين يادداشت اشاره شد ، موجب عبور سريع از مرحله خشم مي شود.
خشمی که عقل ندارد
برخلاف انکار که برخی سوگوارها شاید اصلا آن را نگذرانند، خشم پس از شنیدن خبر سوگ، مرحلهای است که بیشتر سوگوارها تجربهاش میکنند. سوگوارها خشمگین و ناراضیاند که چرا برای چشیدن جام بلا انتخاب شدهاند؟ چرا باید قربانی شوند؟ چرا از میان صدها میلیون آدم روی کرهزمین، عزیزشان را از دست بدهند؟
خشم سوگواری گاهی متوجه خدا و مقدسات میشود و سوگوارها یا کاملا بیایمان میشوند یا به خدا و پیامبر و ائمهاطهار(ع) به تلخی گلایه میکنند که چرا پروردگار، عزیزشان را حفظ نکرده است؟
آنها در این شرایط فراموش میکنند میلیونها انسان تاکنون به دل خاک فرو رفتهاند که هر کدام عزیزترینهای کسانی بودهاند و پروردگار از پیش با بندگانش این قصه را در میان گذاشته است که انا لله و انا الیه راجعون ؛ «همه از خداییم و به سوی او بازمیگردیم».
البته توجه داشته باشید خشم سوگواری، فقط معطوف به دیگران نیست، بلکه گاهی معطوف به خود است. در این شرایط شاید مصیبدیدهها به خودشان ناسزا بگویند یا حتی به جسمشان آسیب برسانند مثلا به صورتشان چنگ بیندازند یا بر سر و سینه میکوبند.
3- مرحله غم ، نسبت به ساير مراحل قبل طولاني تر است. ولي حداكثر نبايد از شش ماه بيشتر شود. در غير اين صورت ، مسئله افسردگي و درمان آن بايد در نظر گرفته شود. برنامه ريزي براي مرگ ، كمك فراواني در جهت كوتاه شدن اين مرحله مي كند.
تمركز زدايي نيز تكنيكي هست كه مي تواند در اين زمينه به فرد غمگين كمك كند و آن اينست كه به جاي تمركز بر روي خاطراتي كه با متوفي داشته ايم. دنياي ديد خود را وسيع كنيم و وقت بيشتري با زندگان بگذارنيم ، يعني كساني كه هنوز نوبت از دست رفتنشان نرسيده است. بيشتر اوقات فقط يك داغ عزيز ديده ايم و اين فرصت خوبي است كه بيشتر به ديگر عزيزانمان نزديك شويم و قدر آنها را بدانيم.
مرحله افسردگی هم از دورههای رایجی است که با از دست دادن کسی تجربهاش میکنیم. بارزترین علامت افسردگی، اندوه شدید و تمامنشدنی است که زندگی طبیعی فرد را کاملا مختل میکند. در این شرایط تلاش دیگران برای خارج کردن مصیبتدیده از گرداب غم فایدهای ندارد. نکتهای که باید در این مرحله به آن توجه کرد این است که احساس غم شدید را در فرد مصیبتدیده نمیشود با زور کاهش داد و حتی شاید برای او لازم باشد این دوره را بگذراند. این مرحله نسبت به مراحل دیگر روانی پس از سوگواری طولانیتر است، اما اگر به شش ماه برسد و فرد بهتر نشود، حتما باید با روانپزشک و روانشناس مشورت کند.
بستگان هم در این مرحله بهتر است سوگدیده را به امور جانبی مشغول کنند تا تمرکزش را بر مرگ عزیزش و مرور خاطرههایش از دست بدهد.
4-مرحله پذيرش كه از ديد عموم ، به اشتباه فراموشي مردگان نام گذاشته مي شود، مرحله آخر در رابطه با مرگ عزيزان است. همه بايد به اين مرحله برسند ولي برنامه ريزي در مورد مرگ اولاً باعث تسهيل اين روند مي شود ؛ ثانياً موجب سرعت آن مي شود ؛ ثالثاً عوارض منفي ناشي از داغ عزيزان را از بين مي برد،به علاوه اينكه به ما در خودشناسي بينش مي دهد.
ناچاری این حقیقت را باور کنی، تقلا فایده ندارد. جاده زندگی یکطرفه است. آن که رفته، برنمیگردد، حتی اگر هزار بار، چشمها را ببندید و تصورش کنید یا سعی کنید خاطراتش را با جزئیات به یاد بیاورید یا دنبال یادگارهایش بگردید یا دیگران و خودتان را بابت مرگش مقصر بدانید یا حتی بخواهید رفتنش را انکار کنید.
این استدلالی است که اگر از ذهن سوگدیدهها بگذرد آنها را وارد مرحله پذیرش و تسلیم میکند؛ مرحلهای که در آن به تعادل روانی میرسند و سعی میکنند با مصیبت کنار بیایند و ادامه جاده زندگی را بدون محبوبشان طی کنند.
کاملا اشتباه است اگر در این مرحله از کسی که به مرحله تسلیم و پذیرش رسیده است، انتظار داشته باشید همان آدم پیش از مصیبت شود، طبیعتا او حق دارد تا حدی اندوهگین باشد و جای خالی عزیزش را حس کند، اما تحولی مهم در او این است که نهیب مرگ را به عنوان جزئی از روال زندگی پذیرفته و تصمیم گرفته است به زندگی عادیاش برگردد.
سلام زندگی
هیچکس تا ابد اشک نریخته، هیچکس تا ابد سیاه نپوشیده است، هیچکس قرار نیست با مرگ عزیزش، خودش را زندهزنده دفن کند و به همین علت است که سوگدیدهها هم اگر از سلامت روانی برخوردار باشند و به شیوهای صحیح از حمایت اطرافیان و خدمات روانشناسی برخوردار شوند سرانجام اندوه را کنار میگذارند؛ یعنی پیراهنهای سیاه را عوض میکنند، آراسته میشوند و تصمیم میگیرند دیگر در تنهایی برای از دسترفتهشان اشک نریزند. غم که برود، شادی که بیاید، آهستهآهسته امید مثل گیاهی نحیف، باز در دل مصیبتدیدهها ریشه میدواند، قد میکشد، جوانه میزند و آنها مثل گذشته، عاشق زندگی میشوند.
چشم انتظارید که بدانید چه وقت قرار است آن دانه امید به زندگی در دل مصیبتدیدهای که میشناسید، جوانه بزند؟
زمان دقیقش معلوم نیست. آدمها درد را یکسان درک نمیکنند، آدمها مثل هم با غم گلاویز نمیشوند، آدمها باهم فرق دارند و به همین علت نمیشود پیشبینی کرد دقیقا چهوقت از غم خلاص میشوند. با این حال در متون روانشناسی تاکید شده است هر چه بیشتر سوگدیدهها را همراهی کنید، زودتر به این مرحله میرسند.
استفاده ديگري كه از اين مراحل مي شود ، نحوه تسلي دادن به بازماندگان و داغ ديدگان است. اگر ما با اين مراحل آشنا باشيم ، به نحو موثر و مفيدي با بازماندگان همدردي مي كنيم.
الف) به فرد داغ ديده مخصوصاً در مراحل نخست ، نصيحت نكنيم مثلا اينكه «اين شتري هست كه در خانه همه مي خوابه » يا اينكه « تو بايد صبور باشي ، تو بايد تكيه گاه باشي ». همچنين به او نگوئيم « تو غمگين نباش ، او الان در بهشت جايش خوب است » .
ب ) بيشترين كمك ما به داغ ديدگان ابراز همدردي با جملاتي مانند: « فوت عزيزتان براي ما نيز بسيار متاثر كننده بود» يا « واقعا داغ بزرگي براي شما بوده »يا « الان لحظات سختي بايد براي شما باشد».
ج ) شايد بتوان گفت سكوت و در آغوش گرفتن داغ ديده، كمك بسيار موثري به او در طي كردن مراحل چهارگانه پذيرش مرگ است.
د )كمك به داغ ديده در جهت كارهاي اجرايي متعدد از قبيل ، كارهاي پزشكي قانوني، هماهنگي جهت صدور مجوز و كفن و دفن، هماهنگي مراسمات و .... ، بسيار در تسكين داغ ديده موثر است.
هـ ) در مرحله سوم يعني غم ، كه معمولاً مراسمات تمام شده و شركت كنندگان نيز دور فرد را خلوت كرده اند و بيشتر بعد از هفتم يا چهلم نمود پيدا مي كند، بهتر است كه به اين افراد سر بزنيم ، يا آنها را به منزل دعوت كنيم .همچنين با صحبت هاي شناختي ، فلسفي يا توصيه هاي ديني و اخلاقی مانند دعوت به صبر و توکل و دعا و نصيحت هايي را كه در بند (الف) آورده شده، مي توانيم مرحله خروج از غم و پذيرش را سهل كنيم ، به شرطي كه بستر مناسبي از نظر محيطي فراهم كرده باشيم.
در خاتمه بايد به اين موضوع اشاره كنيم كه برنامه ريزي براي مرگ وشناخت حقیقت مرگ، اولا عبور از چهار مرحله كنار آمدن با مرگ عزيزان را تسهيل مي كند . ثانياً پرداختن به اين برنامه ، ناخودآگاه ما را به سوي فلسفه زندگي و مرگ مي كشاند و مي تواند باعث تغيير در رويه زندگي ما شود. با اين برنامه ما متوجه اين نكته مهم مي شويم كه آرزوها و برنامه هاي خيالي و زيادي براي اهداف نه چندان روشن آينده خود داريم ، ليكن مرگ را كه كاملا طبيعي و در كنار ماست و مهمترين مرحله زندگي را تشكيل مي دهد ، غير منصفانه ناديده مي گيريم.
چگونه با مرگ عزیزان کنار بیاییم؟
از دست رفتن عزیزان، تنش زا ترین رخداد زندگی هر فردی به شمار می رود که چه بسا به پیدایش بحران های جانکاه عاطفی می انجامد.از دست رفتن عزیزان، تنش زا ترین رخداد زندگی هر فردی به شمار می رود که چه بسا به پیدایش بحران های جانکاه عاطفی می انجامد. آدمی پس از جان سپردن عزیز دلش، داغدیده می شود و این حالتی است که درواقع آن را «بی نصیبی ناشی از مرگ» می نامند.
آگاهی از توقعات
وقتی عمر کسی به پایان می رسد، حتی زمانی که چشم به راه مرگ باشد، به احتمال زیاد دستخوش هیجانات زیادی می شود. افراد بسیاری گزارش داده اند که بلافاصله پس از بروز نشانه های جان باختن عزیزان ابتدا احساس کرختی و بهت زدگی داشته اند، اما فرایند غم و درد، نظم خاصی ندارد.
بخشی از احساسات احتمالی انسان هنگام مواجهه با این بحران «انکار، ناباوری، آشفتگی، ضربه، تکان، اندوه، آرزو، خشم، خواری، یاس و گناه» است. این احساسات، واکنش های طبیعی و بهنجار در برابر «نیستی» است. شاید خود را آماده شدت و تداوم عواطف و این که حالات روحی تان با چه شتابی دگرگون می شوند، نکرده باشید.
ممکن است در مورد ثبات بهداشت روانی خود تردید کنید، اما مطمئن باشید که چنین احساساتی سالم و مناسب هستند و به شما کمک می کنند که با چنین ضایعه ای، کنار بیایید.
همه ما خوب می دانیم که مرگ و نیستی، جزئی از زندگی است. به راستی، مفهومی واقعی به وجودمان می بخشد زیرا به ما یادآوری می کند که حیات چقدر گران بهاست. غصه خوردن، نمود بیرونی ضایعه ای است که بر شخص وارد شده است. شاید اندوه وی از نظر جسمی، عاطفی و فیزیولوژی بیان شود؛ برای مثال گریستن، نمایش جسمانی و افسردگی، تجلی روانی است. بیان این احساسات بسیار اهمیت دارد. مرگ، مسئله ای است اجتناب ناپذیر، نادیده گرفتنی یا ردکردنی. در نظر اول، شاید رهایی از درد و رنج مفید به نظر برسد، اما پرهیز یکباره از غم، امکان ناپذیر است. روزی همان احساسات نهان باید زدوده شوند وگرنه ممکن است به ایجاد بیماری های جسمی یا روانی منجر شوند.
اغلب افراد، نشانه های جسمی توأم با غم واندوه را آشکار می سازند. درد معده، بی اشتهایی، به هم خوردگی روده، اختلال خواب و کم توانی، همگی علائم شایع غصه های طاقت فرسا هستند. در میان همه فشارهای روانی زندگی، «عزاداری»، دستگاه دفاع طبیعی بدن را به طور جدی تحت تاثیر قرار می دهد. شاید امراض موجود وخامت یابند یا عوارضی جدید بروز کنند. چه بسا واکنش های عاطفی فراوانی مانند حمله های اضطرابی، خستگی و پریشان دلی بی اندازه و اندیشه خودکشی، واکنش طبیعی هر فردی در برابر جان باختن دیگری است.
از پس فقدانی عظیم برآمدن سخت است.
مرگ کسی که دوستش داریم، در هر حالی جانسوز است. واکنش های بشر تحت تاثیر شرایط مردن است، به ویژه وقتی ناگهانی یا تصادفی اتفاق افتد. همچنین ارتباط وی با مرده در واکنش هایش اثر می گذارد.
مرگ کودک
از دست دادن فرزند موجب بروز احساس شدید بی عدالتی شده و تمام استعدادها و رویاهای فرد را یکباره به باد می دهد. ممکن است پدر و مادر در مقابل مرگ فرزند خود احساس مسئولیت کنند و برایشان اهمیت نداشته باشپد که این نگرش تا چه اندازه نامعقول است. درضمن ممکن است حس کنند که بخش بسیار مهمی از هویت خود را از دست داده اند.
مرگ همسر
مرگ همسر، بسیار آسیب زا و تکان دهنده است. گذشته از آسیب روحی شدید، مرگ ممکن است سبب بروز بحران مالی در خانواده شود؛ اگر همسر، منبع اصلی کسب درآمد خانواده باشد! چنین فقدانی گاهی موجب می شود زن و شوهر باقی مانده، وظیفه مراقبت از فرزندان را به تنهایی عهده دار شده، خود را با زندگی مجردی وفق دهد و حتی به سر کارش بازگردد.
افراد کهنسال هم با از دست دادن همسرشان، آسیب پذیر می شوند، زیرا مفهوم این ضایعه، از کف دادن عمری سرشار از تجربه های مشترک است. درچنین مرحله ای، احساسات مربوط به «تنهایی» به احتمال زیاد با مرگ دوستان صمیمی در هم می آمیزد.
ضایعه ناشی از خودکشی
خودکشی، یکی از سخت ترین مرگ و میرهایی است که باید آن را تحمل کرد. بر اثر این گونه تلفات جانی، احساس گناه، خشم و شرمندگی بر دوش بازماندگان سنگینی می کند و آن ها خود را مسئول مرگ می دانند.
زندگی غمبار
کنارآمدن با مرگ، در تامین سلامت روانی بشر نقش دارد. وقتی یکی از عزیزان شما جان می سپارد، غمگین شدنتان، طبیعی است. بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که خود را تسلیم اندوه کنید و به دنبال افراد لسوز باشید. از خویشاوندان و دوستانی کمک بگیرید که بتوانند احساسات شما را درباره فقدان عزیزتان درک کنند. بین گروه پشتیبان و افرادی که داغدیدگی مشابه دارند، پیوندی ایجادکنید. احساساتتان را بر زبان آورید و از احساسات خود، دیگران را باخبر سازید؛ برون ریزی احساسات، به شما کمک می کند تا بر فرایند غمگینی چیره شوید.
غم از دست دادن عزيزان را چگونه تاب بياوريم؟
از دست دادن عزيز براي هر انساني سخت است و اگر افراد داغ ديده با مهارت هاي کنترل غم بعد از مرگ عزيزشان آشنايي نداشته باشند، روزهاي بسيار سختي را خواهند گذراند.
در اين مطلب قصد داريم درباره مهارت هايي توضيح بدهيم که به افراد در تحمل مرگ عزيزان شان کمک مي کند:
1-به یاد بسپارید!
درک عمیق تاثیر فقدانی جانگذار، به زمان نیاز دارد. هرگز دمی از یاد عزیز از دست رفته تان، غافل نمی شوید، ولی زمان درد و رنج این مصیبت را به آرامی می شوید و با خود می برد و شما به زندگی عادی خود باز می گردید.
2=عزاداری برای محبوب
تحمل مرگ عزیزان، آسان نیست. در غم از دست دادن آن ها به سوگ می نشینیم و غصه می خوریم. شیون و مویه، فرایندی طبیعی است که فرد برای پذیرش فقدانی بزرگ، به آن متوسل می شود. امکان دارد ماتم گرفتن شامل انجام مراسم مذهبی به احترام مرده یا گردآمدن با حضور دوستان و افراد خانواده باشد تا در غم مصیبت دیده شریک شوند.سوگواری، مسئله ای شخصی است که امکان دارد ماه ها و سال ها طول بکشد.
3-احساسات تان را کنترل کنيد
تفاوت هاي فردي در مواجهه با غم از دست دادن عزيز بسيار موثر است و افرادي که سلامت روان مناسبي نداشته باشند، تجربه هاي تلخ تري را در آن شرايط خواهند داشت. سازمان جهاني بهداشت، «سلامت» را نبود بيماري نمي داند بلکه سلامت را در داشتن رفاه کامل جسماني، رواني و اجتماعي تعريف کرده است.
با توجه به اين تعريف، فردي داراي سلامت روان است که توانمندي هاي خودش را بشناسد و توانايي مقابله با استرس هاي روزمره را داشته باشد و به شکل مفيد و موثري براي بهبود رفتار فردي و اجتماعي خود مشارکت کند. يکي از استرس هاي بزرگ مي تواند همين از دست دادن عزيزان باشد. يکي از ويژگي هاي مهم سلامت روان، توانايي کنترل و بروز مناسب احساسات و هيجانات است. مديريت احساسات در غم از دست دادن عزيزان بايد به گونه اي باشد که اين احساسات نه سرکوب شود و نه افراطي و مهارگسيخته خود را نشان دهد.
4-از تنهايي بپرهيزيد
اولين واکنش از دست دادن يک عزيز در بسياري افراد داغ ديده، «انکار» مرگ عزيزشان است. هر فردي بايد بداند که اين غم فقط براي او پيش نيامده است و اين يک رنج مشترکي است که افراد در هر طبقه اجتماعي و اقتصادي آن را تحمل مي کنند. اگر شناخت افراد از دنيا غيرواقعي باشد و در تصورات شان يک دنياي بدون مشکل براي خودشان در نظر بگيرند، تا حدودي از واقعيت ها فاصله خواهند گرفت و انتظار مواجه شدن با اين اتفاقات ناگوار را نخواهند داشت. افرادي با چنين شرايط، قطعا تحمل سختي ها برايشان بسيار دشوار خواهد بود. پس پذيرش اين موضوع که از دست دادن عزيزان اجتناب ناپذير است، کمک زيادي مي کند تا افراد با اين واقعيت کنار بيايند. جالب است که بدانيد صحبت کردن با بازماندگان درباره عزيز از دست رفته و بيان نکاتي از زندگي او مي تواند به آنان کمک کند. اين کار باعث کاهش سنگيني غم و اندوه دروني افراد رنج ديده خواهد شد.
5-آزادانه اشک بريزيد
بعد از مرحله انکار، معمولا افراد داغ ديده وارد مرحله ناراحتي و خشم مي شوند. يکي از راه هايي که انسان را به زندگي عادي بر مي گرداند، تخليه هيجانات و دردهاي دروني است. شخص داغ ديده براي التيام دردهاي دروني اش، چاره اي جز اين که غمش را بروز دهد، ندارد.
آزادانه اشک ريختن و گاهي ناله کردن از واکنش هاي طبيعي در غم از دست دادن عزيز است. نبايد فرد داغ ديده فکر کند که اين واکنش ها نشانه هايي از ضعف شخصيتي اوست. اين واکنش ها نه تنها نشانه ضعف نيست، بلکه يکي از نشانه هاي سلامت روان يک فرد است که احساساتش را اين چنين بروز مي دهد. افراد داغ ديده بايد در اين مرحله به فکر مراقبت از سلامتي خودشان هم باشند تا بتوانند منطقي تر با اين قضيه کنار بيايند و از اين مرحله عبور کنند. يک نکته مهم ديگر در اين مرحله، پرهيز از تحقير، محکوم کردن و سرزنش خود است. مثلا افراد داغ ديده نبايد فکر کنند که «اگر من فلان کار را انجام مي دادم شايد عزيزم اکنون زنده بود» .
پذيرش به معني فراموش کردن عزيز نيست !
مرحله آخر هم مرحله پذيرش اين مسئله است که اوج حزن و تنهايي افراد داغ ديده از اين مرحله شروع خواهد شد. اين مرحله معمولا بعد از پايان مراسم سوگواري شروع خواهد شد. افراد داغ ديده در اين مرحله، بايد از تنها ماندن بپرهيزند. اين افراد بايد به حضور ديگران در کنارشان براي همدردي و همدلي توجه کنند زيرا اين امر به آن ها کمک زيادي در سبک شدن اين غم خواهد کرد. اين افراد بايد به خودشان اطمينان بدهند که مي توانند اين بحران عاطفي را پشت سر بگذارند. نبايد تصور کنند که بازگشت به زندگي عادي به اين معني نيست که آن عزيز فراموش شده است! الگو گرفتن از افرادي که چنين غم هايي را با موفقيت پشت سر گذاشته اند نيز مي تواند کمک زيادي به خانواده داغ ديده کند.
تهیه و تنظیم : اصغر اخوی
مرکز مشاوره جامعه الزهرا(س)
اردیبهشت 1405

نظرات