به گزارش روابط عمومی، شهادت، پایان راه مردان الهی نیست؛ آغاز فصل تازهای از ماندگاری اندیشه و استمرار راه آنان است. رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز با عمری سرشار از اخلاص، بصیرت، مجاهدت و ایستادگی در مسیر آرمانهای الهی، میراثی ماندگار برای امت اسلامی بر جای گذاشت؛ میراثی که امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تبیین و بازخوانی است.
خانم صدیقه شاکری، معاون پژوهش جامعهالزهرا سلاماللهعلیها، در گفتوگویی با نگاهی قرآنی، تاریخی و تمدنی، به واکاوی ابعاد شخصیتی امام شهید، مهمترین درسهای زندگی و شهادت ایشان، ویژگیهای «مردم مبعوثشده» و رسالت امت اسلامی در ادامه راه این رهبر مجاهد پرداخته است.
سؤال: امام شهید آیتالله خامنهای را به چه ویژگی میشناختید؟
در طول سالیان زندگانی ام، ایشان را به ویژگیهای برجستهای شناخته ام که هر یک ریشه در معارف قرآن کریم، سیره پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم و اهلبیت علیهمالسلام داشت. مهمترین ویژگیهایی که در این فرصت اندک میتوانم عرض کنم:
نخستین ویژگی، از اخلاص وافر ایشان یاد میکنم که ریشه در اعتقاد راسخ توحیدی ایشان داشت؛ همه تصمیمها و مواضع ایشان بر محور انجام وظیفه الهی شکل میگرفت، نه بر اساس مصلحتهای زودگذر یا منافع شخصی؛
ویژگی دوم، بهره مندی از بصیرت الهی است؛ در تاریخ اسلام، هرگاه امت اسلامی از بصیرت فاصله گرفت، دچار فتنه شد؛ اما رهبران الهی همواره با نگاه عمیق خود، جامعه را از لغزشها حفظ کردند. امام شهید نیز با شناخت دقیق از شرایط جهان اسلام، دشمنشناسی، زمانشناسی و آیندهنگری، تلاش میکردند مسیر انقلاب اسلامی را در چارچوب آرمانهای اسلام حفظ کنند؛
ویژگی سوم، شجاعت بود. تاریخ اسلام به ما میآموزد که رهبران الهی در برابر فشارها عقبنشینی نمیکنند. همانگونه که پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم، حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام و حضرت سیدالشهدا علیهالسلام در برابر سختیها ایستادند، ایشان نیز بر حفظ عزت و استقلال تأکید داشتند و باور داشتند که ملت مسلمان نباید زیر بار سلطه و تحقیر برود. ایشان با تأسی به فرمایش امیرالمومنین علیهالسلام که فرمودند: سوگند به خدا، اگر تمام عرب بر قتال با من پشت یکدیگر دهند، من به آنها پشت نکنم. (یعنی از جنگیدن با آنها بیمی ندارم)، بدون هراس از دشمنان جهانی سکان انقلاب اسلامی را رهبری و هدایت نمودند؛
ویژگی چهارم، توجه به علم، فرهنگ و تربیت نسل جوان بود. ایشان بارها بر اهمیت رشد علمی، خودباوری، پیشرفت کشور، حفظ هویت اسلامی و تقویت اخلاق تأکید میکردند و معتقد بودند که آینده هر جامعهای را جوانان مؤمن، عالم و مسئولیتپذیر میسازند.
از منظر تاریخی نیز، هر رهبری زمانی ماندگار میشود که بتواند میان ایمان، عقلانیت، عدالت، صبر، مقاومت و امید پیوند برقرار کند. شخصیت امام شهید ما، تجلی والایی از این ویژگیهاست.
به عبارت دیگر، رهبر شهید ما ویژگیهایی داشت که او را از سطح «رهبر سیاسی» به مرتبه «امامِ مجاهدِ شهید» رساند. عبودیت عمیق و توحید عملی امام شهید، قبل از آنکه «رهبر» باشد، «عبد» بود؛ عبدِ خدا.
توحید در زندگی او فقط یک بحث کلامی نبود؛ در تصمیمهای سیاسی، در ایستادگی مقابل آمریکا، در دفاع از مظلومان عالم، توحید بهصورت «نفی هر طاغوت» و «عدم وابستگی به قدرتهای مادی» تجلی داشت. نماز، قرآن، مناجات، انس با صحیفه سجادیه و نهجالبلاغه، و شبزندهداری، ستون شخصیت او بود؛ این را هم اطرافیانش شهادت میدهند، هم آثار و سخنرانیهایش.
فقاهت، اجتهاد و عمق علمی از او یک «مرجع عالیقدر» و «مجتهد جامعالشرایط» ساخته بود؛ یعن فقهی و اصولی شکل گرفته بود، نه صرفاً کاریزمای سیاسی. شجاعت و استقامت در برابر نظام سلطه امام شهید خامنهای، در عمل نشان داد که «مثلِی لا یبایع مثلَه» فقط یک شعار تاریخی نیست؛ یک راهبرد سیاسیِ زنده است. در برابر آمریکا، صهیونیسم، ناتو، فشارهای اقتصادی، جنگ ترکیبی، ترور شخصیت، و تهدید نظامی، هرگز به سازش و عقبنشینی تن نداد. این شجاعت، نه از هیجان، بلکه از ایمان و یقین به وعده الهی میآمد: «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ»مردمباوری و تربیت «ملت مبعوث شده» او مردم را «توده مصرفکننده» نمیدید؛ مردم را «امت» میدید؛ امتِ مسئول، مبعوث، مکلف، و شریک در رسالت. تعبیر «مردم مبعوث شده» نشان میدهد که او برای ملت ایران، یک شأن الهی قائل بود؛ ملتی که خدا آنها را برای مقابله با حوادث و تکمیل کار حق، برمیانگیزد. این نگاه، مردم را از حالت «تماشاگر» به «فاعل تاریخ» تبدیل کرد. سادهزیستی، زهد و پاکدستی زندگی شخصی امام شهید، زندگی وی در سطح یک طلبه ساده بود؛ نه کاخ، نه تجمل، نه اشرافیت. این زهد، فقط در سبک زندگی نبود؛ در نحوه استفاده از قدرت، در دوری از رانت، در حساسیت نسبت به بیتالمال، کاملاً مشهود بود. همین پاکدستی، اعتماد عمیق مردم و نخبگان را به او تثبیت کرد. اگرچه او رهبر یک کشور بود، اما افق نگاهش «امت اسلامی» و «مستضعفان عالم» بود. فلسطین، لبنان، یمن، عراق، سوریه، افغانستان، آفریقا، آمریکای لاتین… همه در منظومه فکری او جای داشتند. او پرچمدار «جبهه مقاومت» بود؛ مقاومتی که ریشه در قرآن و عاشورا دارد، نه در ایدئولوژیهای صرفاً سیاسی.
اگر بخواهم خلاصه کنم: امام شهید خامنهای را به «عبودیت»، «فقاهت»، «بصیرت تاریخی»، «شجاعت»، «مردمباوری»، «زهد» و «مقاومت جهانی» میشناسم؛ او یک «امام مجاهد» بود، نه فقط یک «رهبر سیاسی».

سؤال: امام خامنهای شهید به ما چه درسی دادند؟
بزرگترین درسی که از زندگی و شهادت ایشان میتوان آموخت، ایستادگی بر اصول است. قرآن کریم بارها بر استقامت تأکید میکند و میفرماید که اهل ایمان باید در مسیر حق ثابتقدم باشند. تاریخ اسلام نیز نشان میدهد که هیچ حرکت الهی بدون صبر و مقاومت به نتیجه نرسیده است.
درس دیگر، مسئولیتپذیری است. یک مسلمان تنها به عبادت فردی بسنده نمیکند، بلکه نسبت به سرنوشت جامعه اسلامی احساس مسئولیت دارد. حفظ وحدت، دفاع از مظلوم، خدمت به مردم، تلاش برای عدالت و مبارزه با فساد، حجاب، عفت، صداقت، از مهمترین آموزههایی است که میتوان از این نگاه برداشت کرد. همچنین ایشان به ما میآموختند که دشمنشناسی باید همراه با اخلاق، عقلانیت و امید باشد. جامعهای که امید خود را از دست بدهد، توان پیشرفت نخواهد داشت. ازاینرو همواره باید در کنار مقاومت، به علم، کار، تولید، پیشرفت فرهنگی و اخلاق نیز توجه داشت.
سؤال: چگونه امام شهید را از خودمان راضی نگه داریم؟
اگر میخواهیم امام شهید از ما راضی باشند، باید هم در حوزه نظر و هم در میدان عمل پیرو ولایت باشیم، از این رو ضمن اینکه باید نخست ایمان و تقوای خود را تقویت کنیم، سپس در خانواده، محیط کار، دانشگاه، حوزه علمیه و جامعه، الگوی صداقت، امانتداری و اخلاق باشیم. بصیرت داشته و دشمن شناس باشیم و از سوی دیگر در بین امت اسلامی از ایجاد دودستگی پرهیز کنیم؛ زیرا هر جامعهای که وحدت خود را از دست بدهد، آسیبپذیر خواهد شد.
خدمت به مردم یکی از مهمترین راههای زنده نگه داشتن راه امام شهید است. کمک به نیازمندان، حمایت از مستضعفان، تلاش برای پیشرفت علمی، دفاع از استقلال کشور و تربیت نسل جوان مؤمن، از مهمترین وظایف ما خواهد بود. در حقیقت، رضایت امام شهید، در گرو آن است که جامعه اسلامی هر روز به ارزشهای الهی نزدیکتر شده و زمینه برای ظهور منجی بشریت امام عصر علیه السلام، فراهم شود.
در مجموع میتوانم بگویم: امام شهید را با «ادامه راهش»، «تقوای فردی»، «حضور در میدان»، «عدالتخواهی»، «تربیت نسل مؤمن» و «وفاداری به ولایت» میتوان از خود راضی نگه داشت.
سؤال: با شهادت امام خامنهای شهید چه اتفاقی در ایران و عالم افتاد؟
شهادت ایشان نقطه عطفی در تاریخ معاصر جهان اسلام است. در ایران، شهادت امام شهید، یک داغ عظیم بود؛ اما ملت ایران، این داغ را به «بعثت» تبدیل کرد.
حضور چند ده میلیونی مردم در خیابانها، تشییع، عزاداری، و اعلام وفاداری، نشان داد که این ملت، رهبر خود را فقط «رئیس» نمیدانست؛ او را «امام» و «پدر معنوی» میدانست. این حضور، چند پیام داشت: دشمن فهمید که با ترور و جنگ، نمیتواند این ملت را از ولایت جدا کند. دوستان فهمیدند که انقلاب اسلامی، ریشهدارتر از آن است که با شهادت یک رهبر، متزلزل شود؛ بلکه قویتر میشود. در سطح داخلی، شهادت او، انسجام ملی را تقویت کرد؛ شکافهای سیاسی را تا حدی کاهش داد؛ مفهوم «ملت مبعوث شده» را عینیت بخشید.
در عالم اسلام؛ جایگاه «جبهه مقاومت» تثبیت شد. جهان اسلام، یک «مرجع عالیقدر» و «رهبر حکیم» را از دست داد؛ اما در عین حال، میراث ایشان -یعنی جبهه مقاومت- قویتر شد. شهادت ایشان، برای ملتهای منطقه، این پیام را داشت که رهبرانی که در برابر آمریکا و صهیونیسم میایستند، ممکن است ترور شوند، اما راهشان متوقف نمیشود. خون ایشان بهعنوان «خون رهبر مقاومت»، الهامبخش جنبشهای ضد استکباری خواهد شد.
در سطح جهانی نیز موجب شکستن دوباره هیمنه و هیبت نظام سلطه و افشای چهره آنان شد. ترور و شهادت یک رهبر دینی-سیاسی، در سطح جهانی، افکار عمومی را نسبت به ماهیت نظام سلطه حساستر کرد. بسیاری از تحلیلگران فهمیدند که این سطح از دشمنی با یک رهبر، نشاندهنده تأثیر عمیق او بر معادلات جهانی است. در مجموع میتوان گفت: با شهادت امام خامنهای شهید، ایران وارد مرحله «بعثت مردم و تثبیت ولایت»، جهان اسلام وارد مرحله «تعمیق مقاومت»، و نظام سلطه وارد مرحله «افشای بیشتر چهره خود» شد؛ این شهادت، یک نقطه عطف تاریخی بود، نه یک پایان. از منظر تاریخی، شهادت شخصیتهای بزرگ معمولاً پایان یک راه نیست؛ بلکه آغاز مرحلهای تازه از مسئولیتپذیری پیروان آنان است. همانگونه که شهادت شخصیتهای بزرگ تاریخ اسلام، مانند امیرالمومنین و امام حسین علیهماالسلام سبب زنده ماندن آرمانهای آنان شد.
سؤال: مردم مبعوثشده به گفته امام شهید چه ویژگی دارند؟
تعبیر «مردم مبعوث شده» از نظر کلامی و تاریخی، بسیار عمیق است. بعثت، در قرآن و سنت، یعنی «برانگیختن برای رسالت». وقتی امام شهید این تعبیر را درباره ملت ایران بهکار برد، در واقع برای مردم، یک شأن رسالتی قائل شدند.
مردم مبعوثشده مردمی هستند که احساس مسئولیت الهی دارند. آنان اهل ایمان، تقوا، بصیرت، علم، تلاش، امید، شجاعت، عدالتخواهی، خدمت به مردم، احترام به قانون، حفظ وحدت، دفاع از مظلوم و پایبندی به اخلاق اسلامی هستند. این مردم در برابر مشکلات مأیوس نمیشوند و موفقیت را تنها در رفاه مادی نمیبینند، بلکه رشد معنوی، علمی و فرهنگی را نیز ارزش میدانند. جامعهای با چنین ویژگیهایی میتواند در مسیر پیشرفت و عزت حرکت کند و الگوی مناسبی برای دیگر ملتها باشد. آنها حاضر نیستند برای رفاه ظاهری، عزت خود را بفروشند؛ حاضر نیستند برای چند امتیاز اقتصادی، استقلال کشور را معامله کنند.
آنها باور دارند که انقلاب اسلامی، یک حادثه محلی نیست؛ یک نقطه آغاز برای تمدن نوین اسلامی است. آنها در این تمدنسازی، نقش دارند؛ با کار، علم، هنر، جهاد، تربیت، و اخلاق. پس مردم مبعوث شده، مردمی مؤمن، بصیر، مقاوم، حاضر در صحنه، متحد، و مسئولاند؛ مردمی که خدا آنها را برای مقابله با حوادث و تکمیل کار حق، برانگیخته است.
سؤال: شعار هیهات «مِنَّا الذِّلَّه» را امام شهید به تأسی از چه کسی فرمودند؟
این شعار الهامگرفته از نهضت عاشورا و سخن مشهور حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام است که عزت، کرامت و نپذیرفتن ذلت را به عنوان یکی از اصول ماندگار اسلام معرفی میکند.
در فرهنگ شیعه، قیام عاشورا نماد دفاع از حق، عدالت، کرامت انسانی و ایستادگی در برابر ظلم است. بنابراین هر شعاری که بر عزت، استقلال و حفظ کرامت انسان تأکید کند، ریشه در همین فرهنگ عاشورایی دارد. البته این شعار ریشه قرآنی و نبوی دارد. مانند آیه شریفه (منافقون/8) «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ» مؤمن، صاحب عزت است؛ ذلت، با ایمان سازگار نیست.
سؤال: توصیه امام شهید ما اتحاد و همبستگی بود؛ در این مورد نظرتان را بفرمایید.
اتحاد و همبستگی، در نگاه امام شهید، ستون بقای انقلاب و شرط تحقق تمدن اسلامی است؛ اگر نیروهای مؤمن و انقلابی، حول محور ولایت و جبهه حق متحد بمانند، هیچ فتنه و جنگ ترکیبیای نمیتواند این ملت را شکست دهد. لازم به ذکر است که اتحاد، یکی از مهمترین آموزههای قرآن کریم است. خداوند مسلمانان را به تمسک به ریسمان الهی و پرهیز از تفرقه دعوت کرده است. امام شهید بر اتحاد تأکید داشتند، این توصیه کاملاً منطبق با سیره پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم و اهلبیت علیهمالسلام است؛ زیرا جامعهای که گرفتار اختلاف، نزاع و دشمنی داخلی شود، توان مقابله با مشکلات را از دست میدهد.
البته وحدت به معنای حذف نقد، اندیشه یا گفتوگو نیست؛ بلکه به معنای آن است که اختلافنظرها در چارچوب احترام، قانون، اخلاق و مصالح عمومی جامعه مدیریت شوند و دشمنی و کینه جایگزین برادری نشود.
امروز بیش از هر زمان دیگری، امت اسلامی نیازمند همدلی، عقلانیت، اخلاق، خدمت به مردم، تقویت بنیان خانواده، رشد علمی و حفظ کرامت انسانی است. اگر جامعهای بتواند این ارزشها را در کنار ایمان و معنویت حفظ کند، راه بزرگان دین و انقلاب را زنده نگه خواهد داشت و به سوی آیندهای همراه با عزت، پیشرفت و آرامش حرکت خواهد کرد.

نظرات