به گزارش روابط عمومی، در ادامه معرفی استعدادهای برتر جامعه الزهرا سلاماللهعلیها در مجموعه «طلیعه نخبگی»، سرکار خانم مریم مظفری از مسیر علمی، تجربههای زندگی، چالشهای پیش روی استعدادهای جوان و ضرورت بازنگری در شیوه شناسایی و حمایت از نخبگان سخن گفت.
این طلبه پژوهشگر که تحصیلات عالی حوزوی را در مقاطع سطح دو، سه و چهار جامعهالزهرا سلاماللهعلیها به پایان رسانده و در حوزههای مدیریت عمومی، مدیریت راهبردی و زبان و ادبیات عربی نیز تحصیلات تکمیلی دانشگاهی دارد، اظهار کرد: مسیر علمی خود را در پیوند میان حکمت و اجتهاد اسلامی و دانشهای نوین سیاستی و مدیریتی دنبال کردهام و اکنون نیز در حوزههای بههمپیوسته حکمرانی فرهنگی و مدیریت راهبردی به پژوهش مشغول هستم.
مظفری افزود: در کنار تحصیلات حوزوی، در درس خارج فقه معاصر، فقه امنیت بینالملل و مطالعات تمدنی در مرکز دین و تمدن نیز به پژوهشهای عمیق و مسئلهمحور پرداختهام و تلاش کردهام از ظرفیت این دانشها برای شناخت بهتر مسائل جامعه و ارائه راهکارهای علمی بهره بگیرم.
وی با بیان اینکه موفقیت علمی را نمیتوان صرفاً در کسب مدارک تحصیلی و نگارش مقالات خلاصه کرد، تصریح کرد: موفقیت حقیقی زمانی معنا پیدا میکند که دانش از مرزهای انتزاع عبور کند، به مسائل عینی کشور و جامعه متصل شود و در قالب طرحهای سیاستی و برنامههای توانمندسازی اجتماعی، گرهی از مشکلات مردم و نسل جوان بگشاید.
تبدیل علاقه به یادگیری به رسالت علمی
این پژوهشگر حوزوی، علاقه جدی به آموختن و پرسشگری را نقطه آغاز مسیر علمی خود دانست و گفت: از همان سالهای نخست، یادگیری را فقط برای پیشرفت فردی نمیدیدم، بلکه آن را فرصتی برای شناخت بهتر مسائل انسان و جامعه و یافتن راههایی برای کمک به حل آنها میدانستم.
مظفری ادامه داد: همین نگاه باعث شد مسیر تحصیلی خود را در حوزه و دانشگاه و در رشتهها و زمینههای متنوع دنبال کنم. این مسیر همواره آسان نبود و به برنامهریزی، پشتکار و گاهی بازنگری در انتخابها نیاز داشت، اما باور به ارزش دانش و علاقه به پیوند دادن حوزههای مختلف، انگیزهام را زنده نگه داشت.
وی، مهمترین نقطه عطف مسیر خود را زمانی دانست که آموختن از یک علاقه شخصی فراتر رفت و به رسالتی برای فهم مسائل جامعه و خدمت علمی تبدیل شد و افزود: از آن پس، هدفم تنها پیمودن مدارج تحصیلی نبود، بلکه میخواستم دانش را به اندیشهای راهگشا و اثربخش تبدیل کنم.
این دانشآموخته جامعهالزهرا سلاماللهعلیها با تأکید بر نقش پشتکار در موفقیت علمی اظهار کرد: استعداد و استمرار در تقابل با یکدیگر نیستند، بلکه مکمل هماند. استعداد را میتوان موهبت امکان دانست که مسیر را نشان میدهد، اما پشتکار و استمرار هستند که این امکان را به واقعیت تبدیل میکنند.
وی خاطرنشان کرد: تجربه تحصیل در حوزههای تخصصی و فعالیتهای پژوهشی به من آموخت که هوش و نبوغ اولیه بهتنهایی برای عبور از پیچیدگیهای علمی کافی نیست. آنچه در لحظات دشوار پژوهش، تدوین رسالهها و مواجهه با چالشهای دانشگاهی به من کمک کرده، انضباط در استمرار و تلاش روزانه بوده است.
مظفری، توانایی پیوند دادن دانشهای مختلف را یکی از ظرفیتهای علمی خود برشمرد و گفت: زمانی متوجه این توانایی شدم که دیدم مفاهیم متون حوزوی میتوانند به ابزارهایی برای تحلیل مسائل معاصر تبدیل شوند. دریافتم که توانایی ویژهام تنها در آموختن مطالب نیست، بلکه در ترکیب میانرشتهای و ایجاد ارتباط میان دانشهای مختلف قرار دارد.
وی افزود: هنگامی که توانستم منطق حاکم بر متون دینی را با مدیریت راهبردی و حکمرانی فرهنگی پیوند بزنم، به اهمیت این توانایی پی بردم. امروز نیز تلاش میکنم از این ظرفیت برای تبیین مسائل جامعه و طراحی راهکارهای علمی استفاده کنم.
از سوگ مادرانه تا بازتعریف معنای موفقیت
این پژوهشگر جامعه الزهرا سلاماللهعلیها، فقدان ناگهانی تنها دختر خود را سنگینترین آزمون زندگیاش دانست و گفت: این فقدان تنها بخشی از زندگیام را تغییر نداد، بلکه تمام ارکان روح، عواطف و باورهای زیستهام را با چالشی عمیق روبهرو کرد.
وی با اشاره به نقش ایمان و توکل در عبور از این تجربه دشوار افزود: با توکل بر پروردگار و تکیه بر باورهای عمیق دینیام کوشیدم از دل این رنج، راهی برای ادامه زندگی و خدمت پیدا کنم؛ هرچند این انتخاب، دشوارترین مجاهدت تمام عمرم بود.
مظفری تصریح کرد: مهمترین درسی که از این سوگ مادرانه آموختم، درک عمیقتر تابآوری و ضرورت فراتر رفتن از خود برای خدمت به دیگران بود. فهمیدم علم و پژوهش زمانی به حقیقت اصیل خود نزدیک میشوند که با رنج انسان پیوند بخورند.
وی ادامه داد: پس از این فقدان، هر بار که به کلاس درس، پژوهشهای حکمرانی یا مسائل دختران و جوانان جامعه نگاه میکنم، آنها را صرفاً موضوعاتی نظری نمیبینم، بلکه با مسئولیتی انسانی مواجه میشوم. این تجربه به من آموخت که رنج، هرچند بهسادگی التیام نمییابد، میتواند زمینهای برای فهم عمیقتر درد دیگران و انگیزهای برای ساختن و خدمت کردن باشد.
استاد و پژوهشگر جامعه الزهرا سلاماللهعلیها با اشاره به تغییر نگاه خود به موفقیت، اظهار کرد: در سالهای نخست ورود به حوزه و دانشگاه، موفقیت را بیشتر در تسلط بر متون دشوار، کسب مدارج تحصیلی عالی و تولید آثار علمی میدیدم، اما امروز موفقیت را بیشتر در معنا بخشیدن به زندگی، گرهگشایی از مشکلات دیگران و حفظ امید در شرایط دشوار میدانم.
وی افزود: موفقیت امروز من در تعداد مدارک یا رتبهها خلاصه نمیشود، بلکه در این است که چقدر توانستهام با دانش و تجربهام چراغی در مسیر یک استعداد جوان روشن کنم و به او در بازیابی هویت و توانایی اثرگذاریاش یاری برسانم.
خانواده، استادان و محیط آموزشی؛ سه رکن رشد استعداد
مظفری با اشاره به نقش خانواده، استادان و محیطهای آموزشی در شکلگیری مسیر علمی خود، گفت: رشد استعداد هیچگاه در خلأ اتفاق نمیافتد، بلکه حاصل یک زیستبوم انسانی و حمایتی است که در آن خانواده، معلمان و محیطهای آموزشی هر یک نقشی متمایز دارند.
وی، خانواده را نخستین خاستگاه انگیزه و تکیهگاه تابآوری خود دانست و افزود: فضای امن و تشویقکننده خانواده، علاقه به یادگیری و کتابخوانی را در دوران کودکی و نوجوانی تقویت کرد و در فراز و فرودهای تحصیل و پژوهش نیز همراهی عاطفی و پشتیبانی پایداری برایم فراهم آورد.
استاد و پژوهشگر جامعه الزهرا سلاماللهعلیها با اشاره به نقش استادان، خاطرنشان کرد: استادان و معلمانم در حوزه و دانشگاه صرفاً آموزگار متون و نظریهها نبودند، بلکه روش اندیشیدن، جسارت پرسشگری و اخلاق علمی را به من آموختند. نگاه نقادانه و دقت روششناختی که امروز در فعالیتهای پژوهشی دارم، تا حد زیادی حاصل راهنماییهای این بزرگواران است.
وی، حضور همزمان در محیطهای حوزوی و دانشگاهی را زمینهساز گسترش افق علمی خود دانست و گفت: این فضاها امکان آشنایی با دیدگاههای متنوع، عبور از مرزهای رشتهای و پیوند دادن دانش نظری با نیازهای واقعی جامعه را فراهم کردند.
شکاف میان استعداد و فرصت اثرگذاری
مظفری در ادامه با اشاره به مهمترین چالش استعدادهای برتر جوان، اظهار کرد: یکی از مسائل اساسی امروز، تعلیق ساختاری و گسست میان نبوغ و امکان اثرگذاری است. مسئله جامعه ما صرفاً کمبود هوش، استعداد یا انگیزه نیست، بلکه بسیاری از جوانان مستعد نمیتوانند تواناییهای خود را به نقشآفرینی مؤثر در جامعه تبدیل کنند.
وی افزود: نخستین مشکل، احساس بیاثری تخصص است. وقتی یک استعداد برتر احساس کند دانش و شایستگیاش در چرخه تصمیمگیری و ساختارهای مدیریتی جایی ندارد، بهتدریج با بلاتکلیفی و کاهش انگیزه روبهرو میشود.
این پژوهشگر جامعه الزهرا سلاماللهعلیها، فاصله میان نظام آموزش و پژوهش با مسائل واقعی جامعه را از دیگر چالشها دانست و تصریح کرد: هنوز در بسیاری از موارد، پیوند مطمئنی میان اندیشه نخبگانی و چالشهای عینی فرهنگ، اقتصاد، صنعت و سیاستگذاری شکل نگرفته است. در نتیجه، بخشی از ظرفیت جوانان در مرزهای نظری باقی میماند و فرصت تبدیل دانش به ارزش اجتماعی و ملی از دست میرود.
وی با اشاره به فشارهای اقتصادی، ابهام درباره آینده و نبود امنیت روانی و حرفهای پایدار گفت: این عوامل میتوانند امید و تابآوری نسل جوان را تضعیف کنند. بنابراین، استعدادهای برتر بیش از حمایتهای انفعالی، به اعتماد نهادی، واگذاری مسئولیت واقعی و فرصت نقشآفرینی نیاز دارند.
مظفری تأکید کرد: اگر ساختارها بهجای نگاه تزئینی به نخبگان، آنان را شریک راهبردی حل مسائل کشور بدانند، زمینه شکوفایی استعدادها بسیار بیشتر خواهد شد.
ضرورت بازنگری در شیوه شناسایی و حمایت از نخبگان و استعدادهای برتر
استاد و پژوهشگر جامعه الزهرا سلاماللهعلیها با بیان اینکه نظام آموزشی و نهادهای حمایتی هنوز به الگوی کاملاً عادلانه و کارآمدی برای شناسایی استعدادهای برتر دست نیافتهاند، گفت: یکی از مشکلات، محدود شدن مفهوم استعداد به حافظه، نمرات آزمونها و رتبههای آموزشی است. در چنین شرایطی، استعدادهای میانرشتهای، خلاقیتهای اجتماعی و سیاستی، توانایی حل مسئله و شایستگیهای مدیریتی کمتر دیده میشوند.
وی ادامه داد: مسئله دیگر، غلبه حمایتهای انفعالی بر فرصتهای واقعی نقشآفرینی است. تسهیلات مالی، جوایز و امتیازات میتوانند مفید باشند، اما نیاز بنیادین بسیاری از استعدادهای برتر این است که بدانند کجا میتوانند در تصمیمگیری و حل مسائل واقعی مشارکت کنند.
مظفری با تأکید بر ضرورت توجه به استعدادهای کمتر دیدهشده، افزود: نباید از استعدادهای مناطق کمبرخوردار، حوزههای علوم انسانی و ظرفیتهای دختران و زنان نخبه غافل شد. نبود شبکههای هدایت و اتصال به فرصتهای مناسب میتواند موجب شود بخشی از این ظرفیتها هرگز شناسایی نشوند.
وی خاطرنشان کرد: تا زمانی که استعداد صرفاً شاخصی برای رتبهبندی باشد، نه امانتی برای گرهگشایی از مسائل جامعه، شناسایی و نگهداشت واقعی نخبگان با چالش روبهرو خواهد بود. حمایت مؤثر باید از پرداخت امتیازهای مقطعی فراتر برود و به ایجاد فرصت، مسئولیت و امکان اثرگذاری منتهی شود.
نخبگی؛ مسئولیت در برابر مردم و نسل جوان
مظفری با تأکید بر اینکه نخبگی را مسئولیتی سنگین میداند، نه امتیازی فردی، اظهار کرد: اگر نخبگی را صرفاً امتیازی برای برخورداری بیشتر، کسب جایگاههای نمادین یا استفاده از مزایای انحصاری بدانیم، از رسالت اصلی آن فاصله گرفتهایم.
وی افزود: استعداد، نبوغ و فرصت تحصیل، موهبتهایی هستند که در بستر سرمایههای مادی و معنوی جامعه شکل میگیرند؛ بنابراین، هرچه دانش و تخصص انسان افزایش مییابد، مسئولیت او در برابر مردم و میهنش نیز بیشتر میشود.
استاد و پژوهشگر جامعه الزهرا سلاماللهعلیها، تبدیل دانش به ابزاری برای گرهگشایی از مشکلات جامعه را نخستین مسئولیت نخبگان دانست و گفت: علم اگر به کاهش رنج انسانها و بهبود شرایط زندگی آنان کمک نکند، از بخش مهمی از ظرفیت خود محروم مانده است.
وی، ایجاد امید و فراهم کردن مسیر برای نسل جوان را از دیگر مسئولیتهای نخبگان برشمرد و تصریح کرد: تخصص عمیق باید انسان را در برابر حقیقت و خدمت به دیگران مسئولتر کند، نه آنکه زمینه غرور یا منفعتطلبی را فراهم آورد. جایگاه علمی، امانتی برای خدمت است و ارزش آن با میزان اثرگذاری واقعی در ارتقای فرهنگ و گشودن گرههای جامعه سنجیده میشود.
مهاجرت نخبگان؛ نشانهای از وضعیت زیستبوم علمی و حرفهای
این دانشآموخته جامعهالزهرا سلاماللهعلیها با اشاره به مسئله مهاجرت نخبگان اظهار کرد: نباید به این پدیده از زاویه قضاوتهای یکجانبه درباره افراد نگاه کرد؛ بلکه لازم است علل و پیامدهای آن را در ارتباط با وضعیت زیستبوم علمی و حرفهای کشور بررسی کنیم.
وی افزود: در کنار عوامل اقتصادی و رفاهی، نیاز نخبگان به عاملیت، شنیده شدن و اثرگذاری معنادار نیز اهمیت دارد. زمانی که فرد متخصص احساس کند نمیتواند از دانش و توانایی خود در محیط پیرامونی بهره بگیرد، ممکن است به دنبال فرصتهای دیگری برای رشد و فعالیت باشد.
مظفری با تأکید بر ضرورت تمایز میان گردش نخبگانی و گسست سرمایه انسانی، گفت: گاهی افراد برای دستیابی به دانش و تجربه بیشتر به خارج از کشور میروند و میتوانند ارتباط علمی و حرفهای خود را با کشور حفظ کنند. مسئله زمانی پیچیدهتر میشود که این پیوندها قطع شود و امکان بهرهگیری جامعه از ظرفیت آنان کاهش یابد.
از حمایتهای انفعالی تا واگذاری مسئولیت واقعی
استاد و پژوهشگر جامعه الزهرا سلاماللهعلیها با بیان اینکه امید در نسل جوان با شعار و وعدههای انتزاعی ایجاد نمیشود، گفت: امید زمانی شکل میگیرد که جوان امکان اثرگذاری را در زندگی واقعی خود تجربه کند و ببیند پژوهش، ایده یا طرح او در عمل به حل مسئلهای از جامعه کمک میکند.
وی شایستهسالاری واقعی را از عوامل مؤثر در افزایش امید جوانان دانست و افزود: استعداد جوان باید اطمینان داشته باشد که مسیر رشد و پیشرفت او بر اساس صلاحیت علمی، خلاقیت و تخصص تعیین میشود. همچنین باز شدن فضای تصمیمسازی به روی جوانان و زنان متخصص میتواند به تقویت اعتماد آنان کمک کند.
این طلبه استعداد برتر، امنیت روانی، ثبات اقتصادی و وجود شبکههای علمی و اجتماعی پویا را از دیگر عوامل مؤثر بر ماندگاری استعدادها برشمرد و تصریح کرد: آنچه جوان را به ماندن و ساختن امیدوار میکند، احساس کرامت، اعتبار یافتن تخصص و مشاهده چشماندازی روشن برای اثرگذاری است.
وی در تشریح پیشنهاد خود برای اصلاح نظام آموزشی و حمایت از نخبگان، اظهار کرد: اگر تنها یک انتخاب برای ایجاد تحولی بنیادین داشتم، گذار از الگوی آموزش و حمایت گلخانهای به الگوی عاملیتبخشی و حکمرانی مسئلهمحور را در اولویت قرار میدادم.
مظفری ادامه داد: این تغییر به معنای آن است که بهجای تمرکز صرف بر رتبهسنجیهای صوری، تولید آثار علمی جدا از نیازهای جامعه و پرداخت حمایتهای مقطعی، استعدادهای برتر بهطور مستقیم با مسائل واقعی کشور پیوند بخورند.
وی افزود: نظام ارزیابی نیز باید بازتعریف شود؛ بهگونهای که توانایی فرد در شناخت مسئله، ارائه راهکار و مشارکت در حل مشکلات واقعی فرهنگ، اقتصاد، سیاستگذاری و فناوری در کنار دستاوردهای علمی مورد توجه قرار گیرد. همچنین حمایتها باید به واگذاری مأموریت مشخص، اختیار متناسب و منابع لازم برای اجرای طرحهای مسئلهمحور منتهی شوند.
چالشهای بانوان نخبه در مسیر فعالیت علمی
این بانوی پژوهشگر با اشاره به دشواریهای مسیر علمی خود گفت: یکی از چالشهای مهم، حضور همزمان در دو فضای معرفتی حوزه و دانشگاه بود. تحصیل در سطوح عالی حوزوی و مطالعات فقهی، در کنار تحصیلات دانشگاهی در مدیریت راهبردی، حکمرانی فرهنگی و زبان و ادبیات عربی، به تلاش مستمر برای ایجاد زبان مشترک میان این حوزهها نیاز داشت.
وی افزود: پرهیز از پیوندهای سطحی میان رشتهها و رسیدن به رویکردی منسجم و مسئلهمحور، کار سادهای نبود. باید میآموختم که چگونه از ظرفیت هر حوزه استفاده کنم و در عین حفظ دقت علمی، به مسائل واقعی جامعه نزدیک شوم.
مظفری، مواجهه با کلیشهها و پیشداوریها درباره فعالیت بانوان در حوزههای راهبردی و مدیریتی را از دیگر دشواریهای مسیر خود دانست و تصریح کرد: برای یک بانوی دارای پیشینه حوزوی که در عرصههای تخصصی و مدیریتی فعالیت میکند، گاهی لازم است تواناییها و صلاحیتهای حرفهای خود را بارها در عمل نشان دهد تا نگاههای تردیدآمیز جای خود را به ارزیابی تخصصی بدهند.
مدیریت همزمان مسئولیتهای علمی و خانوادگی
استاد و پژوهشگر جامعه الزهرا سلاماللهعلیها با اشاره به اهمیت برقراری تعادل میان تحصیل، فعالیت حرفهای و خانواده اظهار کرد: جمع میان تحصیلات عالی، مسئولیتهای علمی و حرفهای و نقشهای خانوادگی، بهویژه برای یک بانوی فعال در عرصه علم، از دشوارترین بخشهای زندگی است. تلاش کردهام بهجای نگاه تقابلی به این مسئولیتها، میان آنها همافزایی و تعادل پویا ایجاد کنم.
وی، خانواده را یکی از کانونهای اصلی معنا و آرامش زندگی خود دانست و افزود: آنچه پیوندهای خانوادگی را مستحکم نگه میدارد، تنها مدت حضور فیزیکی نیست، بلکه کیفیت حضور، شنیدن، همراهی عاطفی و ایجاد آرامش نیز اهمیت زیادی دارد.
این بانوی پژوهشگر، برنامهریزی منعطف و انضباط فردی را از دیگر عوامل مؤثر در مدیریت مسئولیتها برشمرد و گفت: تحصیل در سطوح عالی حوزه و دانشگاه، تدریس و انجام پژوهشهای تخصصی، بدون مدیریت زمان دشوار خواهد بود. در کنار این موارد، معنویت، توکل و تابآوری درونی نیز برایم اهمیت اساسی دارد.
وی تصریح کرد: مدیریت این مسئولیتها به معنای بینقص بودن در همه لحظات نیست، بلکه مستلزم اولویتبندی، بازنگری مستمر و حرکت با نظم، محبت و معنویت است.
سرمایهگذاری بر استعدادهای آینده /ضرورت توجه استعدادهای جوان به تحولات علمی و فناوری
مظفری با تأکید بر ضرورت توجه استعدادهای جوان به تحولات علمی و فناوری، اظهار کرد: جهان امروز با سرعت زیادی در حال تغییر است و مرزهای سنتی علوم و مشاغل پیوسته دگرگون میشوند. ازاینرو، استعدادهای جوان باید بهجای محدود شدن به مجموعهای ثابت از اطلاعات، توانایی پیوند دادن دانشها و تبدیل آنها به راهحلهای کاربردی را در خود تقویت کنند.
وی، پیوند میان فناوریهای نوظهور و علوم انسانی و حکمرانی را یکی از حوزههای مهم آینده دانست و افزود: هوش مصنوعی، کلاندادهها و دیگر فناوریهای جدید زمانی میتوانند به توسعه جامعه کمک کنند که در کنار دانش فنی، از درک اخلاقی، حقوقی و سیاستی نیز برخوردار باشند.
این پژوهشگر جامعه الزهرا سلاماللهعلیها، تخصصهای مسئلهمحور برای حل چالشهای واقعی، از مدیریت منابع آب و انرژی و حفاظت از محیطزیست تا سیاستگذاری اجتماعی، اشتغال، مهارتآموزی و عدالت اجتماعی را از دیگر زمینههای مهم برشمرد.
وی، تقویت تفکر انتقادی، سواد فکری، توان روایتسازی فرهنگی، یادگیری مستمر، تابآوری، ارتباط مؤثر و کار تیمی میانرشتهای را نیز ضروری دانست و تصریح کرد: آینده متعلق به کسانی است که دانش چندرشتهای را با تعهد اجتماعی و شجاعت اخلاقی پیوند میزنند و دانش خود را در خدمت انسان و جامعه قرار میدهند.
استعداد با تجربه و استمرار شکوفا میشود
مظفری در توصیه به جوانانی که تصور میکنند استعداد ویژهای ندارند، گفت: احساس نداشتن استعداد، لزوماً به معنای ناتوان بودن نیست. گاهی انسان در محیطی سنجیده میشود که معیارهای آن با تواناییها و علایقش تناسب ندارد.
وی افزود: اگر استعداد را تنها در رتبههای کنکور، نمرات درسی یا محفوظات نظری خلاصه کنیم، بسیاری از ظرفیتهای انسانی دیده نخواهند شد. توانایی حل مسئله، ارتباط با دیگران، خلاقیت و مسئولیتپذیری نیز میتواند زمینه بروز استعداد باشد.
استاد و پژوهشگر جامعه الزهرا سلاماللهعلیها با تأکید بر اهمیت تجربه و یادگیری مستمر، خاطرنشان کرد: استعداد همیشه به شکل یک کشف ناگهانی ظاهر نمیشود، بلکه گاهی در جریان تجربه کردن، آموختن، آزمودن مسیرهای مختلف و حتی مواجهه با اشتباهات شناخته میشود.
وی ادامه داد: استعداد بهتنهایی ضامن موفقیت نیست؛ شجاعت آغاز کردن، تلاش آگاهانه، یادگیری و تابآوری در برابر شکستها میتوانند تواناییهای فرد را بهتدریج شکوفا کنند. جوانان نباید اجازه دهند احساس کمارزشی، فرصت تجربه و رشد را از آنان بگیرد؛ بلکه باید با یادگیری، تجربه و استمرار، مسیر شناخت ظرفیتهای خود را دنبال کنند.
نخبگان باید سازندگان میدان باشند
این دانشآموخته جامعهالزهرا سلاماللهعلیها در پایان، گفت: بزرگترین سرمایه نخبگان، جرئت بهکارگیری دانش و پذیرش مسئولیت است. باید از تماشاگر بودن و انتظار برای فراهم شدن همه شرایط، به سمت ساختن میدانهای تازه برای یادگیری، پژوهش و اثرگذاری حرکت کنیم.
وی افزود: دانش زمانی به حقیقت اصیل خود نزدیک میشود که با مسائل و رنجهای مردم پیوند بخورد و با اتکا به ایمان، اخلاق و تلاش علمی به راهکار تبدیل شود.
مظفری با تأکید بر ظرفیتهای کشور برای پیشرفت تصریح کرد: ایران ظرفیتهای بزرگی برای پیشرفت دارد و بخشی از این ظرفیت در پیوند میان حکمت و دانش نوین، تخصص و تعهد اجتماعی و پژوهش و عمل نهفته است. امروز جامعه به نخبگانی نیاز دارد که برای ساختن آیندهای بهتر مسئولیت بپذیرند و در مسیر خدمت به مردم و جامعه استمرار داشته باشند.

نظرات